معنی ۱neutral · 86%
مربوط به قارهٔ آسیا، مردمان آن یا فرهنگهایشان.
مثالهای طبیعی
She studies Asian history at university.
او در دانشگاه تاریخ آسیا را مطالعه میکند.
The market sells Asian foods from several countries.
این بازار خوراکیهای آسیایی از چند کشور میفروشد.
My grandfather is Asian.
پدربزرگم آسیایی است.
نکتهٔ کاربردی
Asian با حرف بزرگ نوشته میشود. آسیا قارهای بسیار وسیع و متنوع است و یک ملیت واحد محسوب نمیشود.
ترکیبهای رایج
— کشورهای واقع در آسیا
