aside
A1قید/US /əsˈaɪd/ əs-ĪD; UK /əsˈaɪd/ əs-ĪD/
بکنار، بیک طرف، درخلوت
JadoLearn Dictionary
معنی aside به فارسی، تلفظ، مثال، مترادف، متضاد و کاربرد این واژه را در جادولرن ببینید.
بکنار، بیک طرف، درخلوت
صفحات معتبر و مرتبط برای ادامه یادگیری
همپا، در طول
تماما، در مجموع، من حیث المجموع
بمنزله، بمثابه، مآب
کنار، متصلا، بیک طرف
آنطرف ماوراء، خارج، خارجاز
بطور محض، غیراز، لیکن
باجه، شمارشگر، گیشه
مستقیما، یکراست، یکسره
سحری، زودی، عتیق
به مدت، به ازای، به دلیل
ثانوی، بعلاوه، دورتر
بهر حال، اگر چه، معهذا
این صفحه بخشی از دیکشنری رایگان جادولرن است. معنی فارسی، تلفظ، مثال، نقش دستوری، مترادفها، متضادها و کاربردهای واژههای انگلیسی و آلمانی از پایگاه داده مرکزی جادولرن ارائه میشوند.