معنی ۱neutral · 90%
به یک طرف یا در یک طرف، دور از موقعیت اصلی یا دیگران
مثالهای طبیعی
She stepped aside to let the cyclist pass.
او کنار رفت تا دوچرخهسوار عبور کند.
The manager pulled me aside after the meeting.
مدیر بعد از جلسه مرا به کناری کشید.
Please stand aside while the doors open.
لطفاً هنگام باز شدن درها کنار بایستید.
نکتهٔ کاربردی
`Aside` اغلب پس از فعل حرکت میآید و مانند حرف اضافه، اسم پس از خود نمیگیرد.
ترکیبهای رایج
— به یک طرف رفتن
