سخن یا اتهامی آسیبزننده که درستکاری، آبرو یا شخصیت کسی را زیر سؤال میبرد.
مثالهای طبیعی
The candidate cast aspersions on her rival’s integrity.
نامزد انتخابات با کنایههایی آبروبرنده، درستکاری رقیبش را زیر سؤال برد.
His accusation was an aspersion on the manager’s character.
اتهام او بدگوییای بود که شخصیت مدیر را خدشهدار میکرد.
The paper published baseless aspersions against the scientist.
روزنامه اتهامهای بیاساس و آبروبرندهای علیه آن دانشمند منتشر کرد.
نکتهٔ کاربردی
Cast aspersions on یک ترکیب ثابت است و اغلب به اتهامهای غیرمنصفانه یا غیرمستقیم اشاره دارد.
