معنی ۱formal · 90%
جاهطلبی یا آرزوی قوی برای رسیدن به چیزی دشوار یا مهم داشتن
مثالهای طبیعی
She aspires to become a senior diplomat.
او آرزو دارد به یک دیپلمات ارشد تبدیل شود.
The university aspires to international excellence.
دانشگاه در پیِ برتری بینالمللی است.
Young filmmakers often aspire to wider recognition.
فیلمسازان جوان اغلب آرزوی شناختهشدن گستردهتر دارند.
نکتهٔ کاربردی
`aspire` رسمی است و معمولاً به هدفهای بلندپروازانهٔ بلندمدت اشاره دارد، نه برنامههای عادی.
