الاغ؛ بهویژه در قصههای قدیمی یا زبان سنتی.
مثالهای طبیعی
The farmer rode an ass to the village.
کشاورز سوار بر الاغ به روستا رفت.
Two asses carried the heavy baskets.
دو الاغ سبدهای سنگین را حمل میکردند.
The ass refused to cross the stream.
الاغ حاضر نشد از نهر عبور کند.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی روزمره donkey برای این حیوان رایجتر و خنثیتر است.
