معنی ۱neutral · 90%
حملهٔ فیزیکی خشونتآمیز به یک شخص
مثالهای طبیعی
Police investigated an assault outside the station.
پلیس یک حمله در بیرون ایستگاه را بررسی کرد.
The assault left one employee needing medical treatment.
این حمله باعث شد یک کارمند به درمان پزشکی نیاز پیدا کند.
Reported assaults declined in the city center last year.
حملههای گزارششده در مرکز شهر در سال گذشته کاهش یافت.
نکتهٔ کاربردی
در انگلیسی عمومی، `assault` به حملهٔ خشونتآمیز اشاره دارد؛ معنی حقوقی دقیق در نظامهای مختلف فرق میکند.
