معنی ۱neutral · 90%
به کسی بهطور خشونتآمیز و فیزیکی حمله کردن
مثالهای طبیعی
Two passengers were assaulted near the station.
دو مسافر نزدیک ایستگاه مورد حمله قرار گرفتند.
The defendant denied assaulting the security guard.
متهم حمله به نگهبان امنیتی را انکار کرد.
He was assaulted by a customer during his shift.
او در طول شیفتش توسط یک مشتری مورد حمله قرار گرفت.
نکتهٔ کاربردی
این فعل از `hit` قویتر و رسمیتر است، زیرا کل حمله را توصیف میکند.
