معنی ۱formal · 90%
آزمایشی برای سنجش ترکیب یک ماده یا مقدارِ مادهای مشخص در آن.
مثالهای طبیعی
An assay confirmed the ore contained significant amounts of copper.
آزمایش نشان داد که سنگ معدن، مقدار قابلتوجهی مس دارد.
The lab performed an assay for specific antibodies.
آزمایشگاه برای شناسایی پادتنهای مشخص، آزمایشی انجام داد.
Several assays detected traces of the chemical in groundwater.
چند آزمایش، ردپایی از آن مادهٔ شیمیایی را در آب زیرزمینی شناسایی کردند.
نکتهٔ کاربردی
در گزارشهای علمی، پزشکی و صنعتی رایج است و به آزمایشی مشخص اشاره میکند، نه یک نظر یا ارزیابی کلی.
