برای هدفی در یک مکان جمع شدن یا افراد را گرد هم آوردن
مثالهای طبیعی
Staff assembled outside the building after the alarm.
کارکنان پس از هشدار بیرون ساختمان جمع شدند.
The chair assembled a small panel of experts.
رئیس جلسه گروه کوچکی از کارشناسان را گرد هم آورد.
Hundreds assembled in the square before sunrise.
صدها نفر پیش از طلوع آفتاب در میدان جمع شدند.
نکتهٔ کاربردی
برای افراد، `assemble` از `gather` رسمیتر است و اغلب هدفی سازمانیافته را میرساند.
