مردی که برای عضویت در مجلس قانونگذاری یک ایالت آمریکا انتخاب شده است.
مثالهای طبیعی
The assemblyman introduced a bill on housing costs.
این نمایندهٔ مجلس ایالتی، لایحهای دربارهٔ هزینههای مسکن ارائه کرد.
Residents questioned an assemblyman about local flooding.
ساکنان از یک نمایندهٔ مجلس ایالتی دربارهٔ سیل محلی پرسیدند.
Four assemblymen opposed the revised transport budget.
چهار نمایندهٔ مرد مجلس ایالتی با بودجهٔ اصلاحشدهٔ حملونقل مخالفت کردند.
نکتهٔ کاربردی
این عنوان مخصوص نهادهای قانونگذاریای است که assembly نام دارند؛ assemblymember معادلی فارغ از جنسیت است. اگر عنوان پیش از نام شخص بیاید، Assemblyman ممکن است با حرف بزرگ نوشته شود.
