با قاطعیت گفتن که چیزی درست است، اغلب با وجود تردید یا مخالفت
مثالهای طبیعی
The company asserts that the contract remains valid.
شرکت با قاطعیت ادعا میکند که قرارداد همچنان معتبر است.
Critics asserted the opposite without presenting new evidence.
منتقدان بدون ارائهٔ شواهد جدید، خلاف آن را ادعا کردند.
She asserted that officials had ignored repeated warnings.
او تأکید کرد که مقامها هشدارهای مکرر را نادیده گرفتهاند.
نکتهٔ کاربردی
`assert` از `say` قویتر و رسمیتر است، زیرا بر اطمینان یا اصرار تأکید دارد.
