معنی ۱neutral · 85%
توانا در بیان روشن و مطمئنِ نیازها و نظرهای خود بدون رفتار پرخاشگرانه.
مثالهای طبیعی
An assertive response helped her explain her expectations.
پاسخ قاطعانه به او کمک کرد انتظارهایش را توضیح دهد.
He became more assertive when answering questions.
وقتی به پرسشها پاسخ میداد، قاطعتر شده بود.
Be assertive without interrupting your colleagues.
قاطع باشید، اما حرف همکارانتان را قطع نکنید.
نکتهٔ کاربردی
assertive با aggressive یکی نیست؛ قاطعیت، حقوق و نظرهای دیگران را نیز محترم میشمارد.
