ارزیابی کردن؛ سنجیدن.
مثالهای طبیعی
The teacher will assess our progress next week.
معلم هفتهٔ آینده پیشرفتمان را ارزیابی میکند.
We need to assess the risks before investing.
پیش از سرمایهگذاری باید خطرات را ارزیابی کنیم.
The doctor assessed the patient's condition.
پزشک وضعیت بیمار را بررسی و ارزیابی کرد.
نکتهٔ کاربردی
در ترکیب «assess the risks»، «assess» در معنای «ارزیابی کردن» بهکار رفته است. این فعل را متناسب با زمان و فاعل صرف کنید.
