داوری دربارهٔ کیفیت، شدت یا اهمیت چیزی.
مثالهای طبیعی
Her assessment of the risks was accurate.
ارزیابی او از خطرها دقیق بود.
The doctor made an assessment of his condition.
پزشک وضعیت او را ارزیابی کرد.
Their first assessment underestimated the damage.
در ارزیابی اولیهشان میزان خسارت را کمتر از واقع برآورد کرده بودند.
نکتهٔ کاربردی
Assessment بر داوری سنجیده تأکید دارد؛ estimate بیشتر میتواند بر برآورد عددی تقریبی دلالت کند.
