معنی ۱neutral · 89%
شخصی که مسئول ارزیابی رسمی ارزش یا کیفیت چیزی است.
مثالهای طبیعی
The assessor inspected the house before updating its value.
ارزیاب پیش از بهروزرسانی ارزش ملک، خانه را بازدید کرد.
An independent assessor observed the trainee’s final lesson.
یک ارزیاب مستقل، آخرین جلسهٔ تدریس کارآموز را مشاهده کرد.
Candidates could discuss their scores with two assessors.
داوطلبان میتوانستند نمرههای خود را با دو ارزیاب بررسی کنند.
نکتهٔ کاربردی
assessor فردی است که ارزیابی میکند؛ assessment نتیجه یا فرایند ارزیابی است، نه خود شخص.
