دادن یک کار، وظیفه یا مسئولیت مشخص به کسی
مثالهای طبیعی
The manager assigned the report to Julia.
مدیر گزارش را به جولیا محول کرد.
Our teacher assigned us two chapters for Monday.
معلممان برای دوشنبه دو فصل به ما تکلیف داد.
I was assigned the final quality check.
کنترل نهایی کیفیت به من محول شد.
نکتهٔ کاربردی
`Assign` بر واگذاری رسمی یا آگاهانهٔ مسئولیت یا کار تأکید دارد.
