اطلاعات یا ایدههایی را درک و جذب کردن تا به بخشی از دانش فرد تبدیل شوند.
مثالهای طبیعی
New staff assimilate information at different speeds.
کارکنان تازهوارد با سرعتهای متفاوتی اطلاعات را جذب و درک میکنند.
She struggled to assimilate all the new vocabulary.
او برای یادگیری و درک همهٔ واژههای جدید مشکل داشت.
Students gradually assimilated the unfamiliar concepts.
دانشجویان بهتدریج مفاهیم ناآشنا را درک و جذب کردند.
نکتهٔ کاربردی
assimilate information فقط خواندن یا ذخیرهکردن اطلاعات نیست؛ پردازش و فهم آن را نیز دربرمیگیرد.
