معنی ۱neutral · 92%
شخصی که وظیفهاش کمک کردن به فرد دیگری در کار است
مثالهای طبیعی
She works as an assistant to the manager.
او بهعنوان دستیار مدیر کار میکند.
The shop assistant helped me find my size.
فروشنده به من کمک کرد سایز مناسبم را پیدا کنم.
Two assistants prepare the documents each morning.
دو دستیار هر صبح مدارک را آماده میکنند.
نکتهٔ کاربردی
assistant معمولاً به شخصی گفته میشود که در کار به فرد دیگری کمک میکند.
ترکیبهای رایج
— فروشندهای که در فروشگاه به مشتریان کمک میکند

