مجموعهای از چیزهای گوناگون که با هم عرضه یا نگهداری میشوند.
مثالهای طبیعی
The shop offers an assortment of travel guides.
فروشگاه مجموعهای متنوع از راهنماهای سفر عرضه میکند.
Guests enjoyed the assortment of small desserts.
مهمانان از مجموعهٔ دسرهای کوچک و متنوع لذت بردند.
Several assortments were prepared for the holiday sale.
برای فروش ویژهٔ تعطیلات چند مجموعهٔ متفاوت آماده شد.
نکتهٔ کاربردی
assortment قابلشمارش است، حتی اگر خودِ مجموعه اجزای زیادی داشته باشد.
