با اطمینان به کسی گفتن که چیزی درست است تا نگرانی یا تردیدش کمتر شود
مثالهای طبیعی
I assure you that your data is secure.
به شما اطمینان میدهم که دادههایتان امن است.
The doctor assured her that the test was routine.
پزشک به او اطمینان داد که این آزمایش معمولی است.
They assured us of their full support.
آنها حمایت کامل خود را به ما تضمین و دربارهٔ آن اطمینان دادند.
نکتهٔ کاربردی
`Assure` معمولاً شخص را بهعنوان مفعول مستقیم میگیرد. `Ensure` یعنی مطمئن شدن از اینکه چیزی اتفاق میافتد.
