نشاندهندهٔ اعتمادبهنفس آرام و اطمینان در رفتار یا عملکرد.
مثالهای طبیعی
Her assured manner calmed the audience.
رفتار مطمئن او به حاضران آرامش داد.
He sounded more assured after rehearsing the speech.
پس از تمرین سخنرانی، با اطمینان بیشتری حرف میزد.
The new manager remained assured despite difficult questions.
مدیر جدید با وجود پرسشهای دشوار، همچنان بااعتمادبهنفس ماند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا assured رفتار بااعتمادبهنفس را وصف میکند؛ self-assured برای توصیف شخصیت فرد بسیار رایج است.
