معنی ۱neutral · 85%
مربوط به مردم آشوری، فرهنگ یا زبان آنها.
مثالهای طبیعی
An Assyrian community organized the spring festival.
یک انجمن آشوری جشن بهاری را برگزار کرد.
Her grandfather taught her traditional Assyrian songs.
پدربزرگش ترانههای سنتی آشوری را به او آموخت.
The musician is Assyrian and speaks several languages.
آن موسیقیدان آشوری است و چند زبان صحبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
Assyrian هویت قومی مشخصی را توصیف میکند؛ Syrian به ارتباط با کشور سوریه اشاره دارد.
