معنی ۱neutral · 85%
بیماری مزمنی که میتواند نفسکشیدن را دشوار کند.
مثالهای طبیعی
My brother has asthma and carries an inhaler.
برادرم آسم دارد و اسپری تنفسی همراهش است.
Can students with asthma join the running club?
آیا دانشآموزان مبتلا به آسم میتوانند عضو باشگاه دو شوند؟
Her asthma gets worse during spring.
آسم او در فصل بهار بدتر میشود.
نکتهٔ کاربردی
Asthma نام وضعیت پزشکی است؛ asthma attack به یک حملهٔ مشخص اشاره دارد.
ترکیبهای رایج
— حملهای با تنگی نفس ناگهانی ناشی از آسم
