معنی ۱neutral · 85%
مربوط به باورهایی که جایگاه اجرام آسمانی را مؤثر بر زندگی انسانها میدانند.
مثالهای طبیعی
The magazine printed an astrological forecast for each sign.
مجله برای هر برج، پیشبینی طالعبینی چاپ کرد.
She bought a necklace with astrological symbols.
او گردنبندی با نمادهای طالعبینی خرید.
His astrological chart shows several planetary positions.
نمودار طالعبینی او چند موقعیت سیارهای را نشان میدهد.
نکتهٔ کاربردی
astrological به astrology مربوط است، نه به مطالعهٔ علمی ستارهها که astronomy نام دارد.
