حمایتی که یک کشور به فردی میدهد که از خطر یا آزار و تعقیب گریخته است
مثالهای طبیعی
She applied for asylum after receiving repeated threats.
او پس از دریافت تهدیدهای مکرر برای پناهندگی درخواست داد.
The country granted asylum to the dissident journalist.
آن کشور به روزنامهنگار مخالف حکومت پناهندگی اعطا کرد.
His asylum claim was reviewed by immigration officials.
درخواست پناهندگی او توسط مسئولان مهاجرت بررسی شد.
نکتهٔ کاربردی
`Asylum` به حمایت حقوقی اشاره دارد، نه صرفاً سرپناه یا محل اقامت.
