معنی ۱neutral · 89%
دارای بخشها یا طرفهایی که نسبت به محور یا مرکز با یکدیگر قرینه نیستند.
مثالهای طبیعی
The designer chose an asymmetric layout for the poster.
طراح برای پوستر، چیدمانی نامتقارن انتخاب کرد.
The shell is asymmetric rather than perfectly balanced.
این صدف بهجای تقارن کامل، شکلی نامتقارن دارد.
One tower looks more asymmetric than the other.
یکی از برجها نسبت به دیگری نامتقارنتر به نظر میرسد.
نکتهٔ کاربردی
نامتقارنبودن لزوماً به معنای طراحی ضعیف نیست؛ ناموزونی بخشها میتواند عمدی و زیبا باشد.
