معنی ۱neutral · 85%
باورنداشتن به وجود هیچ خدا یا خدایانی، یا اعتقاد به اینکه خدایی وجود ندارد.
مثالهای طبیعی
The course examines atheism alongside several religious traditions.
این درس خداناباوری را در کنار چند سنت دینی بررسی میکند.
He wrote openly about his atheism.
او آشکارا دربارهٔ خداناباوری خود نوشت.
Their disagreement about atheism never damaged their friendship.
اختلافنظرشان دربارهٔ خداناباوری هرگز به دوستیشان آسیب نزد.
نکتهٔ کاربردی
atheism به باور دربارهٔ وجود خدا یا خدایان مربوط است؛ agnosticism به امکان شناخت وجود آنها میپردازد.
