مربوط به ورزش یا فعالیت بدنی.
مثالهای طبیعی
She bought new athletic shoes for running.
او برای دویدن کفش ورزشی جدیدی خرید.
The school opened a new athletic field.
مدرسه زمین ورزشی جدیدی افتتاح کرد.
Our town hosts an athletic competition each spring.
شهر ما هر بهار مسابقهای ورزشی برگزار میکند.
نکتهٔ کاربردی
در این معنا به چیزهای مرتبط با ورزش اشاره دارد؛ برای شخصی که از نظر جسمی آماده است نیز میتوان athletic گفت.
