معنی ۱neutral · 88%
توانایی و مهارت بدنی طبیعی در ورزش یا حرکتهای دشوار.
مثالهای طبیعی
The gymnast displayed extraordinary athleticism during her routine.
ژیمناست در اجرای برنامهاش توانایی بدنی فوقالعادهای نشان داد.
His athleticism makes him difficult to defend against.
توانمندی ورزشی او باعث میشود مهارکردنش برای بازیکنان دفاعی دشوار باشد.
Few spectators expected such athleticism from the dance troupe.
کمتر تماشاگری از گروه رقص انتظار چنین توانایی بدنی چشمگیری را داشت.
نکتهٔ کاربردی
athleticism به توانایی بدنی اشاره دارد و لزوماً به معنای ورزشکردن منظم نیست.
