کوشیدن برای جبران خطایی جدی از راه پشیمانی و اقدامی اصلاحی.
مثالهای طبیعی
He spent years trying to atone for the betrayal.
او سالها کوشید خیانتی را که کرده بود جبران کند.
Can a public apology truly atone for such negligence?
آیا یک عذرخواهی علنی واقعاً میتواند چنین سهلانگاریای را جبران کند؟
She atoned for her mistake by restoring the damaged records.
او با بازسازی اسناد آسیبدیده، اشتباهش را جبران کرد.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً به مسئولیت اخلاقی و واکنش به کار نادرست مربوط میشود، نه صرفاً بازپرداخت پول.
