معنی ۱formal · 89%
عملی بهشدت بیرحمانه یا خشونتآمیز، بهویژه علیه غیرنظامیان
مثالهای طبیعی
Witnesses described the massacre as a shocking atrocity.
شاهدان آن کشتار را جنایتی هولناک توصیف کردند.
Investigators documented atrocities committed during the conflict.
بازرسان جنایات فجیعی را که در جریان درگیری رخ داده بود مستند کردند.
The museum records each atrocity against the civilian population.
موزه هر جنایت فجیع علیه جمعیت غیرنظامی را ثبت میکند.
نکتهٔ کاربردی
`Atrocity` واژهای بسیار قوی برای اعمال استثنائاً بیرحمانه است، نه خطا یا تخلف عادی.
