رسیدن موفقیتآمیز به هدف، صلاحیت یا سطحی مشخص.
مثالهای طبیعی
The survey tracks educational attainment across age groups.
این نظرسنجی میزان تحصیلات بهدستآمده را در گروههای سنی مختلف بررسی میکند.
Attainment of C1 proficiency requires sustained practice.
رسیدن به سطح مهارت C1 به تمرین مداوم نیاز دارد.
The company supports employees in the attainment of professional qualifications.
شرکت از کارکنان برای کسب مدارک و صلاحیتهای حرفهای حمایت میکند.
نکتهٔ کاربردی
attainment به فرایند یا نتیجهٔ دستیابی اشاره دارد؛ aptitude استعداد بالقوهٔ پیش از کسب مهارت است.
