معنی ۱formal · 86%
شدت، قدرت یا اثر چیزی را کاهش دادن
مثالهای طبیعی
Thick curtains attenuate street noise at night.
پردههای ضخیم شبها صدای خیابان را کاهش میدهند.
The reforms attenuated the impact of rising prices.
اصلاحات، اثر افزایش قیمتها را کاهش دادند.
Distance can attenuate the signal before it reaches receivers.
فاصله میتواند پیش از رسیدن سیگنال به گیرندهها، آن را تضعیف کند.
نکتهٔ کاربردی
`Attenuate` رسمی است و در نوشتار فنی یا تحلیلی رایج است، اما کاربرد عمومی هم دارد.
