ناشی از یک منبع مشخص یا قابل نسبتدادن به آن.
مثالهای طبیعی
The delay was attributable to severe weather.
این تأخیر ناشی از هوای بسیار نامساعد بود.
The missing funds, attributable to fraud, triggered an inquiry.
وجوه مفقودشده که ناپدیدشدنشان به تقلب نسبت داده شد، باعث آغاز تحقیق شدند.
Is the fatigue attributable to the new medication?
آیا این خستگی را میتوان به داروی جدید نسبت داد؟
نکتهٔ کاربردی
برای بیان علت از attributable to استفاده کنید، نه attributable by.
