معنی ۱neutral · 85%
کسی که مستقل از تهیهکنندگان گزارشها، حسابهای مالی یا رویهها را از نظر درستی و رعایت مقررات بررسی میکند.
مثالهای طبیعی
The auditor examined the company’s financial statements.
حسابرس صورتهای مالی شرکت را بررسی کرد.
External auditors requested copies of the receipts.
حسابرسان مستقل نسخههایی از رسیدها را درخواست کردند.
She became an auditor after studying accounting.
او پس از تحصیل در رشتهٔ حسابداری حسابرس شد.
نکتهٔ کاربردی
حسابرس اسناد را بررسی و ارزیابی میکند؛ حسابدار معمولاً آنها را تنظیم یا نگهداری میکند.
