معنی ۱informal · 82%
خودرو یا اتومبیل
مثالهای طبیعی
Her auto was damaged in a minor collision.
خودروی او در یک برخورد جزئی آسیب دید.
Domestic autos gained market share this year.
خودروهای تولید داخل امسال سهم بیشتری از بازار به دست آوردند.
The early auto transformed travel across rural America.
ظهور خودروهای اولیه سفر در مناطق روستایی آمریکا را دگرگون کرد.
نکتهٔ کاربردی
`Auto` در ترکیبها و کاربرد محاورهای آمریکای شمالی رایج است؛ `car` در انگلیسی روزمرهٔ بینالمللی خنثیتر است.
