مبتنی بر رویدادهای زندگی نویسنده یا آفرینندهٔ اثر یا توصیفکنندهٔ آنها.
مثالهای طبیعی
The author published an autobiographical account of childhood.
نویسنده شرحی خودزندگینامهای از دوران کودکی خود منتشر کرد.
The novel is partly autobiographical, drawing on her years abroad.
این رمان تا حدی خودزندگینامهای است و از سالهای زندگی او در خارج الهام میگیرد.
His latest film contains autobiographical details about his family.
فیلم تازهٔ او جزئیاتی برگرفته از زندگی خانوادگی خودش دارد.
نکتهٔ کاربردی
رمان autobiographical لزوماً سراسر واقعی نیست و میتواند تجربههای زیسته و تخیل را در هم بیامیزد.
