انجام عمل بدون کنترل ارادی و آگاهانه.
مثالهای طبیعی
After years of practice, her typing had become pure automatism.
پس از سالها تمرین، تایپکردن او کاملاً خودکار و ناخودآگاه شده بود.
He feared that automatism was replacing thoughtful decisions.
او نگران بود که رفتارهای خودکار جای تصمیمهای سنجیده را بگیرند.
The player’s movements showed the automatism of repeated training.
حرکات بازیکن نشاندهندهٔ خودکاریِ حاصل از تمرینهای مکرر بود.
نکتهٔ کاربردی
برای رفتار خودکار بهطور کلی معمولاً غیرقابلشمارش است؛ در متون تخصصی میتوان اعمال غیرارادیِ مشخص را automatisms نامید.
