معنی ۱neutral · 85%
وسیلهٔ نقلیهٔ موتوردار جادهای که معمولاً برای جابهجایی مسافر ساخته شده است.
مثالهای طبیعی
The automobile changed how people traveled.
اتومبیل شیوهٔ سفرکردن مردم را تغییر داد.
Our policy covers one automobile.
بیمهنامهٔ ما یک خودرو را پوشش میدهد.
The city hopes to reduce automobile traffic.
شهر قصد دارد ترافیک خودروها را کاهش دهد.
نکتهٔ کاربردی
در گفتوگوی روزمره car رایجتر است؛ automobile رسمیتر به نظر میرسد.
ترکیبهای رایج
— صنعت طراحی، تولید و فروش خودرو
