تلاش برای اثرگذاشتن بر افکار یا احساسات خود از راه تکرار تلقینها و پیامهای ذهنی.
مثالهای طبیعی
Before speaking, she used autosuggestion to steady her nerves.
او پیش از سخنرانی از خودتلقینی استفاده کرد تا بر اضطرابش مسلط شود.
Can autosuggestion alter someone’s expectations of success?
آیا خودتلقینی میتواند انتظار افراد از موفقیتشان را تغییر دهد؟
Through daily autosuggestion, he tried to overcome his self-doubt.
او با خودتلقینیِ روزانه میکوشید بر تردیدش نسبت به خودش غلبه کند.
نکتهٔ کاربردی
معمولاً غیرقابلشمارش است؛ نام یک روش ذهنی است و اثربخشی پزشکیِ تضمینشدهای را نمیرساند.
