معنی ۱formal · 88%
فایده یا نتیجهٔ عملیِ حاصل از تلاش، بهویژه هنگامی که هیچ فایدهای حاصل نشده باشد.
مثالهای طبیعی
We appealed the decision twice, but to no avail.
ما دو بار به تصمیم اعتراض کردیم، اما هیچ نتیجهای نداشت.
Her repeated warnings were of little avail.
هشدارهای مکرر او تقریباً هیچ فایدهای نداشت.
To what avail did they prolong the negotiations?
طولانیکردن مذاکرات چه فایدهای برایشان داشت؟
نکتهٔ کاربردی
در زبان عمومی اغلب فقط در ترکیبهای ثابت دیده میشود؛ آن را با فعلِ avail yourself of اشتباه نگیرید.
