معنی ۱neutral · 86%
در پاسخ به آسیبی که به خود یا دیگری وارد شده، کسی را مجازات یا شکست دادن
مثالهای طبیعی
She vowed to avenge her brother's murder.
او قسم خورد انتقام قتل برادرش را بگیرد.
The team avenged last year's defeat in the final.
تیم در فینال شکست سال گذشته را تلافی کرد.
He sought to avenge the insult publicly.
او میخواست توهین را در ملأعام تلافی کند.
نکتهٔ کاربردی
`Avenge` بر آسیبی تمرکز دارد که پاسخ داده میشود؛ `revenge` معمولاً با `oneself` به کار میرود.
