شوق، علاقه یا اشتیاق بسیار شدید نسبت به چیزی.
مثالهای طبیعی
She read the newly discovered letters with avidity.
او نامههایی را که بهتازگی کشف شده بودند، با اشتیاق فراوان خواند.
The audience’s avidity for further details surprised the reporters.
اشتیاق مخاطبان برای دانستن جزئیات بیشتر خبرنگاران را غافلگیر کرد.
With remarkable avidity, he collected early recordings.
او با شور و شوقی چشمگیر، ضبطهای قدیمی را جمعآوری میکرد.
نکتهٔ کاربردی
اسمی انتزاعی و رسمی است؛ در گفتوگوی روزمره eagerness طبیعیتر به گوش میرسد.
