معنی ۱formal · 87%
بیان صریح و آشکار یک باور، احساس یا قصد.
مثالهای طبیعی
Her public avowal of support surprised the committee.
اعلام علنیِ حمایت او اعضای کمیته را غافلگیر کرد.
Several avowals of loyalty appeared in the surviving letters.
در نامههای بهجامانده، چندین ابراز وفاداری دیده میشد.
He ended his apology with an avowal of regret.
او عذرخواهیاش را با ابراز پشیمانی به پایان رساند.
نکتهٔ کاربردی
از statement رسمیتر است و بر بیان علنی و روشن یک موضوع تأکید دارد.
