معنی ۱neutral · 90%
به مکانی یا در مکانی که نزدیکِ شخص یا چیزی نیست.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
دور
Deutsch
weg
Հայերեն
հեռու
heru
مثالهای طبیعی
He walked away slowly.
او آرامآرام دور شد.
Please move away.
لطفاً دور شو.

هر روز، یک قدم جلوتر در مسیر یادگیری زبان
در حال آمادهسازی مسیر یادگیری…مدخل آموزشی تأییدشده
بریتانیایی: /əˈweɪ/آمریکایی: /əˈweɪ/
تکیه روی هجای دوم است.
معادلها در زبانهای پایه
فارسی
دور
Deutsch
weg
Հայերեն
հեռու
heru
He walked away slowly.
او آرامآرام دور شد.
Please move away.
لطفاً دور شو.
The wind blew it away.
باد آن را با خود دور برد.
away معمولاً پس از فعلهای حرکتی میآید و نشان میدهد شخص یا چیزی به مکانی دیگر یا دورتر میرود.
He away walked.
He walked away.
در جملههای سادهٔ حرکتی، away معمولاً پس از فعل میآید.
away را پس از فعلهای حرکتی به کار ببر تا نشان دهی چیزی یا کسی از یک مکان یا شخص دور میشود.
جملهٔ درست را انتخاب کن.