معنی ۱neutral · 90%
به مکانی یا در مکانی که نزدیکِ شخص یا چیزی نیست.
مثالهای طبیعی
He walked away slowly.
او آرامآرام دور شد.
Please move away.
لطفاً دور شو.
The wind blew it away.
باد آن را با خود دور برد.
نکتهٔ کاربردی
away معمولاً پس از فعلهای حرکتی میآید و نشان میدهد شخص یا چیزی به مکانی دیگر یا دورتر میرود.
ترکیبهای رایج
go away — از یک مکان رفتن
