معنی ۱neutral · 85%
ابزاری با تیغهٔ فلزی سنگین و دسته، برای بریدن چوب.
مثالهای طبیعی
He picked up an axe to chop logs.
او برای خرد کردن کندهها تبری برداشت.
The old axe needed a new handle.
تبر قدیمی به دستهٔ تازهای نیاز داشت.
Keep axes away from children.
تبرها را دور از دسترس کودکان نگه دارید.
نکتهٔ کاربردی
جمع axe در انگلیسی axes است، نه axen. در انگلیسی آمریکایی ax هم املای درست مفرد است.
ترکیبهای رایج
— تاب دادن تبر برای ضربه زدن
