معنی ۱neutral · 85%
میله یا شفتی که یک یا چند چرخ روی آن سوار میشوند یا دور آن میچرخند.
مثالهای طبیعی
The mechanic replaced a damaged axle.
مکانیک محور چرخ آسیبدیدهای را تعویض کرد.
The wheel turns around its axle.
چرخ دور محور خود میچرخد.
Heavy trucks often have several axles.
کامیونهای سنگین اغلب چند محور دارند.
نکتهٔ کاربردی
axle قطعهای واقعی در ماشین است؛ axis به خط مرجع فرضی یا خط چرخش اشاره میکند.
ترکیبهای رایج
— محور مربوط به چرخهای جلوی خودرو
