معنی ۱neutral · 85%
میمون وحشی بزرگی که معمولاً روی زمین زندگی میکند و پوزهای دراز و آروارههایی نیرومند دارد.
مثالهای طبیعی
A baboon searched the grass for food.
بابونی در علفها به دنبال غذا میگشت.
We saw several baboons near the river.
نزدیک رودخانه چند بابون دیدیم.
The young baboon stayed close to its mother.
بابون جوان نزدیک مادرش ماند.
نکتهٔ کاربردی
بابونها میمونهایی دمدارند؛ گوریل و شامپانزه از کپیهای بزرگاند و بابون محسوب نمیشوند.
